ساعت ۱۲ شب گفتم یه ذره بخوابم که صبح با نشاط بیشتر برم حرم. اما هتل یا مسافر خونه به قدری کثیف بود اصلا نمی‌تونستم بخوابم. تا دو خوابم نبرد. دوش گرفتم و وسایل هامو جمع کردم و هتل رو هم تحویل دادم. مسئولش گفت انعام نمیدی!؟

گفتم واقعاً با این حجم از کثیفی و داغون بودن انعام میخوای؟!

من خودم آدم خیلی تمیزی نیستم؛ ببینید اون چی بود که من به اون میگم کثیف:)

رفتم سمت حرم . دو تا کتاب هم که مدتها دنبالشون بودم، بغل حرم کتابفروشی داشت خریدم. کیفم رو دادم قسمت امانات و رفتم حرم . خیلی خوب بود. امنیت، رها شدگی ، آرامش ، نه غم نه ترس. چی داره حرم که انقدر آروم می‌کنه. قربونت برم امام رضا...زیارت کردم و برگشتم بیرون. قول دادم به خودم از این به بعد هر دوماه یکبار برم حرم. امیدوارم سر قولم بمونم.

اومدم پلیس راه و سوار ماشین های عبوری به سمت بجنورد شدم و با ۳۵۰ تومن ساعت ۸ رسیدم بجنورد و اومدم پیش خواهرم. هوا سرده و دارم میلرزم. بارون هم نم نم میاد...