درگیر با واژه و وزن و بیت ها
شمشیر آخته روی گلوی قافیه است
این عشق لعنتی بین شان اختلاف انداخت
شاعر همیشه بیزار از حاشیه است

این جمع خانواده ای صمیمی بودند
بحثی میان عقل و دلش ظاهر شد
حالا که پای معشوق در وسط است
شاعر به هرچه که ایمان داشت، کافر شد...