دیشب که ساعت ۲ خوابیدم .ساعت ۴ بیدار شدم ، نماز که خوندم دیگه خوابم نبرد. چند روز پیش که با خواهرم رفته بودیم کتابفروشی گفت چی بگیرم، گفتم شازده کوچولو رو هم بگیر اگه نخوندی. خودمم شاید ۲۰ سال پیش خوانده بودم و یادم نبود ازش چیزی.
پس شروع کردم کتاب رو خوندم. و خب خیلی زود تموم شد. به نظرم حتما برای بچه های تا ۱۵ سال بگیرید و بخونید براشون. چون هم سوالات فلسفی خوبی در حد بچه ها طرح میکنه و اونها را به فکر کردن وادار میکنه و هم تخیل و خیال پردازی اونها رو پرورش میده و خب به خاطر فرم خوبش، بچه ها رو میتونه کتاب خوب و اهل مطالعه بار بیاره.
یه جاش شازده کوچولو به یه مرد در حال خوردن مشروب مست میرسه و میگه: چرا انقدر می میخوری؟
مشروبخور: که فراموش کنم شرمندم
شازده کوچولو: چرا شرمنده ای
مشروبخور: که انقدر می میخورم:)
بعد از تموم شدن کتاب دوباره خوابیدم و ظهر پا شدم و دوباره کتاب خوندم. بعدشم ورزش کردم و یه ذره غذا خوردیم.
این روزها که از کار و خونه و ... فراغت دارم. بیشتر فکر میکنم. بیشتر ریز شدم به خودم. مسیر اومدم تا این سن رو بررسی میکنم. چه کردم، چه نکردم، چه باید میکردم، چه نباید میکردم. چه باید بکنم. باید اون موضوع رو زودتر حل کنم تا به آرامش برسم و با تمرکز و آرامش بیشتر ادامه بدم.
پ ن: داشتم فکر میکردم پیروزی ایران بر دو قدرت هسته ای آمریکا و اسراییل و ناتو و کشورهای عربی و همراهی کلی کشور دیگه، اگه اسمش معجزه نیست ، پس چیه؟ معجزه که فقط شکافتن دریا و زنده کردن مردگان نیست. دچار حجاب معاصرت هستیم...