رفیق قدیمی
سلام
شرمندم
خیلی وقت هست که خبری ازتون نگرفتم
نمیدونم الان کجایید
چیکار میکنید
میخوام ازتون عذر خواهی کنم
آره خیلی ساله خبری ازتون نگرفتم
همه چیز یهو خراب شد
نه، یهو هم نبود خیلی آروم بود،انقدر آروم که متوجه نشدم.
من سالهای زیادی رو از دست دادم، خیلی فرصت ها از دست رفت، بهترین سالهای جوونی رو حروم کردم. عمری که باید صرف شما میشد، فرف بازی و نون شد
نمیدونم چه جوری باید برگشت
اما حالا تو این صبح جمعه فقط دلم پیش شماست
الان کجایید
تو کدوم صحرا، تو کدوم بیابون، تو کدوم شهر؟
میخوام یه چیزی بگم، من شما رو دوست دارم، با همه احوال بدم، شما هم منو دوست دارید؟
نوجوونا بزرگ شدن، جوونا پیر شدن، پیرهامون مردن؛ میبینید موهای منم سفید شده، سفید شده و آدم نشدم...
یه بغضی مثه تیغ تیز تو گلومه :(
عزیز علی ان اری الخلق و لا تری...
+ نوشته شده در جمعه ۱۴۰۵/۰۵/۰۹ ساعت 5:40 توسط علی آرمان
|