دو تا تیله تو چشمات
منو از درس و مشق انداخت

یه کوچه کل تابستون
واسه تو بادبادک میساخت

من عکس تو رو می بردم
به جشن نیمکت آخر

منو خرداد می ترسوند
منو می کشت شهریور

پ ن: حس عاشقیت دارم...