عاشقیت
دو تا تیله تو چشمات
منو از درس و مشق انداخت
یه کوچه کل تابستون
واسه تو بادبادک میساخت
من عکس تو رو می بردم
به جشن نیمکت آخر
منو خرداد می ترسوند
منو می کشت شهریور
پ ن: حس عاشقیت دارم...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۴ ساعت 2:16 توسط علی آرمان
|