روز بد
امروز خوبی نبود
عجیبه
دیشب نماز شب خوندم و قرآن
ولی نمیدونم چرا امروز حالم بد بود
مثه یه بارون تو چله گرمای انجیر پزون مرداد، مثه یه آفتاب تند و تیز وسط بهمن، مثه وقتی تیم داره حمله میکنه و گل میخواد ولی یهو ضد حمله میخوریم و دروازه مون باز میشه. یهو همه چیز خراب میشه، یهو حالم دگرگون میشه. گاهی مطمئن میشم که دعا و جادو و طلسمم کردن. قبلا اعتقاد نداشتم. حالا دارم.
ولی درست میشه. همه چیز یه روزی درست میشه.
شایدم هنوز به ناامیدی بالغانه نرسیدم. هنوزم شاید مغرورم.
حَتَّىٰ إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَنْ نَشَاءُ ۖ وَلَا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ ساعت 0:24 توسط علی آرمان
|